پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - اطاقى براى فكر سازى و فكر ورزى

اطاقى براى فكر سازى و فكر ورزى


سيد يونس اديانى

اطاق فكر، اطاق مفهوم‌سازى و مفهوم‌ستانى است; اين اطاق، راهبردى عقلانى براى نهادهاى فكرسازى و بازسازى فكرها است. اطاق فكر، با توجه به ذهنيت‌هاى پژوهشى، آموزشى، رسانه‌اى و حكومتى، فرايندى چاره‌ناپذير در منطق عملى است; به ويژه با توجه به سابق اى كه در پژوهش دارم و با توجه به نشانه‌هاى بروز انقلاب فكرى در شرايط جديد و پاسخ‌گويى به ذهنيت‌هاى مخرب ترجمه‌زدگى و عوام‌زدگى، احساس مى‌كنم كه استراتژى اطاق فكر، ذهن جامعه را به سمت نوگرايى هدايت مى‌كند.
پديدارى سرعت‌حوادث و به وجود آمدن نيازهاى مقطعى در عصر جديد موجب شد كه اغلب از سرمايه و اندوخته‌هاى فكرى پيشينيان مصرف كنيم و به دليل عدم توجه به سرمايه‌گذارى بنيادى فكرى، سرمايه گذشته ناخواسته در سطح وسيعى به مصرف رسيده است.
به اعتقاد من، سرمايه‌گذارى براى اطاق فكر كه سرمايه‌گذارى براى پژوهش، آموزش و رسانه ملى است، به ويژه براى پژوهشگاه‌ها، دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشى و آموزشى لازم و ضرورى است. اين اطاق بازوى مطالعات فكرى و مشاور مطالعاتى طراحان و مديران خواهد بود; به طورى كه در برنامه‌نويسى (١) و برنامه‌ساز در توضيح مفهومى، و سپس انعكاس اين مفهوم در نوشتار، و در مرحله پايانى در مدل‌هاى نوشتارى، بازيگرى و گفتارى، آن را به محك نقد مى‌آرايند تا كاركردهاى روزانه پژوهش، آموزش، رسانه و حكومت، پشتوانه فكرى داشته باشند و در آنها به نحو معقول امكان نقدگرايى و پرسش جريان يابد.
به هر حال، اطاق فكر دو نقش كليدى در برنامه‌سازى ايفا مى‌كند; يكى فكرسازى براى مفهوم آفرينى، و ديگر گشودن گره‌هاى فكرى‌اى كه در فرآيند عمل رخ مى‌دهد.
اين اطاق راهى براى كارشناسى كردن منطق عملى پژوهش، آموزش، رسانه و حكومت است تا هركارى پشتوانه تفكر داشته باشد; به طورى كه چنانچه در مقطعى سستى پيشه كرد، امكان نقد پذيرى و پرسش در آن وجود داشته باشد.

ضرورت اطاق فكر در سه پايه معنى مى‌يابد:

الف. پايگاه فكرسازى.
ب. بازسازى و اصلاح فكرها.
ج. بانك اطلاعات و دريافت فكرها.
اين مركز با نشست كارشناسى، از نخبگان فكرى در فرهنگ، آموزش، پژوهش، سياست، حكومت و رسانه، اطلاعات فكرى را با اصل تعامل فكرى دريافت مى‌كند و در بانك اطلاعات فكر ذخيره مى‌نمايد. اين بانك به اطاق فكر امكان مى‌دهد كه به صورت باز، با جهان واقع مواجه شود و از خزانه فكر، مبادرت به فكرسازى كند، به نحوى كه بتواند در بلند مدت كارگاه فكرسازى داير كند و علاقمندان به آموزش فكرورزى را تعليم دهد.
اين اطاق دعوتى به فكرورزى است كه هرچيز بايد ماهيت‌سيستمى داشته باشد. اين نهاد با گفت‌وگو از نخبگان داخلى و خارجى و تعامل فكرى، براى سيستم افكار ذخيره مى‌كند تا سيستم از آن بهره‌مند شود; به ويژه سازمان پژوهشى، آموزشى و رسانه‌اى به چنين نهادى بيش از هرچيز ديگر نيازمند است تا با دريافت فكرها به توانايى خود در مفاهمه فكرى كمك كنند.
اطاق فكر براثر فقر عميق مديريتى و طرح و برنامه‌هاى آموزشى، پژوهشى، رسانه‌اى و ستادى ضرورت يافته است. اين وضع، بنا به دلايل وجودى موضع كلى را دنبال مى‌كند تا به وضع مجامع تبديل شود. توفيق اين وضع زمانى ميسر مى‌شود كه پايه عقلانى - اجتماعى در فكر عقلانى و عمل عقلانى افزايش يابد تا مديريت فكرى و طرح و برنامه‌اى فكرى، براساس عقلانيت فكر به شيوه عقل فكرى فراهم شود.
در اين فرايند، هرچيزى توجيه فكرى مى‌يابد و فكر كردن در سامانه زندگى، پايه هر وضعى قرار مى‌گيرد. اين وضع در فرايند سياسى، اقتصادى، فرهنگى، تكنولوژى، اخلاقى، فلسفى، رياضى، منطقى، عرفانى و دينى، به شيوه عقل فكرى عمل مى‌كند. در عين حال اين وضع به دليل‌سازگارى با وضع بشرى، نه درصدد نفى دانش طرح و برنامه و دانش مديريت‌برمى آيد و نه عين آن دو است، بلكه در وضع مجامع آن دو قرار دارد.
در اين صورت، فرايند طرح و برنامه و مديريت در وضع دوم قرار دارند; يعنى نخست پديدارى فكر لازم است تا با طرح و برنامه و اعمال مديريتى، درصدد عملياتى كردن فكر برآييم; اگر احساس شود كه فكرى در ميان نيست، طرح و برنامه يا اعمال روش‌هاى مديريتى تلاشى بيهوده است.
اطاق فكر دعوتى به موضع خودباورى و خودآگاهى است تا طبق چنان منطقى، امكان خوداصلاحى فراهم شود; اگر فرايند فكرسازى نباشد، نه سفر به اعماق ممكن است و نه كشف تقابل‌ها و تضادها ميسر مى‌شود. اين وضع در كشور ما جدى گرفته نشده، به همين دليل فقر عميق فكرى در فرايند آموزشى، پژوهشى، رسانه‌اى و حكومتى در زيرساخت‌هاى قواى سه گانه، سايه سنگين خود را بر اين سراى كهن گسترانيده و در اغلب موارد، راهى جز كپى‌بردارى از انديشه‌ها و پندارها، برجاى نگذاشته است; براى نمونه در دولت‌سازى و نوع سيستم‌سازى آموزشى و پژوهشى و چگونگى شهرسازى، خانه‌سازى، جاده‌سازى، تكنولوژى و در يك كلمه فرايند دانش فناورى، چيزى جز كپى‌بردارى وجودندارد و در عرصه‌هاى آن، موضع فكرى و خلاقيت فناورى پايه مشاهده نمى‌شود.
همين اصل در دانش انسانى نيز به نحوى جريان دارد كه گويا برترين دانايان فناورى و انسانى، چيزى جز يك رايانك‌هاى فسيل شده بيش نيستند; به طورى كه استادان دانشگاه‌ها، پژوهش‌گران پژوهشگاه‌ها، مديران و طراحان، همگى در سير كپى‌بردارى فكرى قرار دارند و در ذهن هيچ يك خلاقيت فكرسازى وجود ندارد، چون در اين سراى روند انديشيدن روييدن نگرفته است.
اطاق فكر، هم روند كنونى را نقد مى‌كند و هم دعوت و راهى براى انديشيدن و فكر كردن است; بدين گونه اساسى‌ترين دغدغه اطاق فكر، به وجود آوردن دغدغه فكرورزى و فكرسازى براى نهادهاى آموزشى، پژوهشى، رسانه‌اى و بنيادهاى حكومتى براى تصميم‌سازى و تصميم‌گيرى است.
خلاصه اطاق فكر، زيرساخت فرايند طرح و برنامه و شيوه‌هاى اعمال مديريتى است; يعنى آن دو فرع لازم فكر به شمار مى‌آيند و اگر اصل لازم نباشد، فرع لازم نباشد، فرع لازم به كار نمى‌آيد.
اكنون بيش از نيم قرن است كه فرع لازم در نهادهاى آموزشى، پژوهشى، رسانه‌اى و حكومتى روييدن گرفته بدون آنكه احساس نياز به اصل لازم وجود داشته باشد; از اين رو اطاق فكر به عنوان اصل لازم به سراى آموزشى، پژوهشى، رسانه‌اى و حكومتى پيشنهاد مى‌شود تا با پايدارى فكر بنيادى، تحول بنيادى در چگونگى فكر كردن به وجود آيد و سپس پايان تاريخ كپى‌بردارى، ضرورت خود را نشان دهد.
پى‌نوشت‌ها:
١. برنامه‌سازى مفهومى و فكرى، نقش بايسته ايفا خواهد كرد; به ويژه با فراخوان برنامه‌نويسان.